|
در شماره گذشته نشریه
ثمر با اشاره به بحران های مالی درصندوق های بازنشستگی درگفت وگو با
کارشناسان مختلف عواملی که منجر به وضعیت حاضر در صندوق ها شده است
بررسی شد ، درادامه آن مطلب ، عوامل و راهکارهایی که کارشناسان برآن
انگشت می گذارند ، مطرح می شود:
حبیب جباری کارشناس و
تحلیلگر برنامه ریزی اجتماعی در بررسی مشکلات پیش روی صندوق های
بازنشستگی موضوع را به صورت کلان تری می بیند: حمایت های بازنشستگی در
اصل برای دوره سالمندی انسان ها طراحی شده است. درگذشته انسانهای
سالمند تا زمانی که توان کار کردن داشتند کار می کردند اگر هم ناتوان
می شدند از حمایت یک خانواده گسترده برخوردار بودند. درعین حال که سن
امید به زندگی پایین بود اما تامین اجتماعی در دولت های امروز ،
انسانها را در دوره سالمندی از کار کنار می کشد و انسانها در این دوره
مجبور به کار نیستند و طبیعتاً درگذر از جامعه سنتی به جامعه نوین ،
بازنشستگی فیزیولوژیک انسانها به نوعی بازنشستگی قانونی تبدیل می شود.
انسانها امیدوارند در این بازنشستگی قانونی بیمه های اجتماعی به خوبی
آنها را حمایت کنند. اینها در حالی است که در دو دهه اخیر ، امید به
زندگی در ایران افزایش یافته و به 68 سال برای مردان و 72 سال برای
زنان و متوسط 70 سال رسیده است که این ها منجر به چالشی برای صندوق ها
شده که مربوط به میزان اثر بخشی آنهاست.
جباری معتقد است :
یکی از چالش های اصلی صندوق های بیمه ای در کشور تبدیل آنها به صندوق
های حمایتی است که می تواند تحت تاثیر چالش اول ، افزایش سن امید به
زندگی و ... باشد .
وی ادامه می دهد: در
40 سال آینده ما سه برابر جمعیت سالمند فعلی سالمند خواهیم داشت و از
60 درصد کل جمعیت به 20 درصد خواهد رسید به عبارتی یک پنجم جمعیت کل
کشور. در حالی که به نظر می رسد صندوق های بیمه ای آمادگی لازم برای
این جمعیت انبوه را ندارند.
راهکارها
زندگی پیچیده امروزی
وابستگی انسان را به نظام تامین اجتمای بیشتر می کند دل دادن به کار و
تلاش با آسودگی خیالی که همواره حاشیه امنی وجود دارد جز لاینفک زندگی
انسان امروزی است و شاید به همین دلیل است که گام های نخست برای ایجاد
سیستم تامین اجتماعی از سوی کشورهای مدرن برداشته می شود و باز زمانی
که این سیستم ها در برابر نیازهای جامعه قد خم می کنند این غربی ها
هستند که نخستین گام ها را برای اصلاح سیستم تامین اجتماعی بر می دارند
، گام هایی گریز ناپذیر که در نهایت در کشورهای دیگر نیز برداشته خواهد
شد- دیر یا زود-
گودرزی در پاسخ به
این پرسش که راهکار صندوق ها برای خروج از بحران فعلی چیست نخست بر
تغییر نگاه به این سیستم ها تاکید می کند: به اعتقاد من باید پیش از
همه چیز مدیریت حرفه ای بر نظام های بیمه ای حاکم باشد و افراد متخصص
بتوانند با توانمندی و استفاده از مدیریت ریسک ، منابع صندوق ها را در
بهترین مکان امن سرمایه گذاری کنند تا بتوانند حداکثر اثر بخشی را
داشته باشند ، بنابراین اجازه دهیم بیمه به کار حرفه ای خود باز گردد و
از سیاست زدگی در حوزه بیمه جلوگیری کنیم.
رییس سابق موسسه عالی
پژوهش تامین اجتماعی در ادامه اضافه می کند: ما باید به سمت نظام بیمه
لایه ای حرکت کنیم سیستمی که می تواند ما را ازاین وضعیت نجات دهد. در
نهایت نیز به سمت صندوق حساب پس انداز انفرادی حرکت کرد. صندوق هایی که
کشورهایی همانند شیلی و آمریکای لاتین نیز آن را تجربه کرده اند.
وی در مقایسه ساختاری
سیستم بیمه ای ایران با این کشورها که به سمت اصلاح سیستم گام برداشته
اند ، می گوید: بوروکراسی در مدیریت صندوق های این جوامع حاکم نیست ،
هزینه های بسیار کمتری را برای نظام اداری خود پرداخت می کنند و
معمولاً دانش مدارتر هستند بنابراین در هدایت منابع سرمایه گذاری خود
هوشمندانه رفتار کرده اند.
به اعتقاد گودرزی
صندوق هایی که به دولت وابسته هستند در آستانه مشکل قراردارند ، چرا که
آنها دولت را چتر نجات خود می دانند ، ساختار اداری آنها نیز مشکل
دارد.
وی اضافه می کند:
صندوق های بیمه ای باید به عنوان
Non government
رفتارهای حرفه ای خاص خود را داشته باشند ، کمتر
دستخوش سیاست شوند و از ثبات مدیریت برخوردار باشند ، نکته ای که می
تواند در افزایش بهره وری آنها موثر باشد.
از سوی دیگر شیبانی
در مورد راهکارها و اصلاحات صندوق های بیمه ای تشریح می کند: درنخستین
گام باید مطالعات اکچوئری(بیمه ای) جامع و نوین و نه کلاسیک در این
صندوق ها انجام شود که تا کنون انجام نشده است. در اکچوئری نوین ،
پارامترهای درون زا و برون زا همزمان مورد توجه قرار می گیرد. در حالی
که در اکچوئری کلاسیک ما چند متغیر مثل نرخ حق بیمه ، سن بازنشستگی و
متغیرهای مربوط به فرمول حقوق و مزایا را بررسی می کنیم ، اگر این
مطالعات انجام شود به طور قطع مناسب ترین سناریو اصلاحات در کوتاه مدت
، میان مدت و بلند مدت به دست می آید.
شیبانی تاکید می کند:
این بررسی در تمام کشورهایی که از نظر اقتصادی تقریباً هم سطح ایران
هستند و توسعه یافتگی قابل مقایسه با ایران دارند ، انجام شده است ولی
در کشور ما هنوز نسبت به انجام آن مقاومت هایی وجود دارد.
استاد اقتصاد دانشگاه
شهید بهشتی در بخش دیگر سخنان خود و در مورد اصلاحات کوتاه مدت می
گوید: درحال حاضر به نظر می رسد مهمترین پارامتر، افزایش سن بازنشستگی
است. بر اساس قانون مدیریت خدمات کشوری این رقم 5 سال افزایش داشته است
اما متاسفانه ما همیشه افراط و تفریط داریم. در هیچ کجای دنیا چنین
افزایش یک باره ای در افزایش سن نداریم ، حداکثر تغییرات سن بازنشستگی
به ازای دوسال یک سال است ، به عبارتی اگر قراراست 5 سال به سن
بازنشستگی اضافه شود ما به 10 سال زمان نیاز داریم به جز این طبیعتاً
نارضایتی و بی عدالتی های شدیدی ایجاد خواهد شد. به عنوان مثال فردی
قبل از اجرای این قانون ، امسال بازنشسته می شود ، فردی دیگر درسال بعد
درحالت طبیعی بازنشسته می شود که با اجرای یکباره افزایش سن ، وی باید
5 سال منتظر بماند تا به سن بازنشستگی برسد.
فیروزی ، سرپرست
معاونت سیاست گذاری و برنامه ریزی وزارت رفاه و تامین اجتماعی در پاسخ
به ارایه راهکار برای برون رفت صندوق های بیمه ای از بحران می گوید:
نحوه برقراری مستمری یا حقوق بازنشستگی است موضوعی است که حتماً باید
اصلاح شود ، درحال حاضر در سازمان تامین اجتماعی ، میانگین دوسال آخر
خدمت ، ملاک محاسبه مستمری است در حالی که بر اساس اصول بیمه ای باید
دوره بیمه پردازی ملاک محاسبه مستمری باشد نه حقوق دو سال آخر خدمت.
وی در بخش دیگر سخنان
خود با اشاره به وضعیت سازمان تامین اجتماعی می گوید: نحوه برقراری
حداقل حقوق نیز باید اصلاح شود. درحال حاضر در سازمان تامین اجتماعی ،
حداقل شرایط برای برقراری حداقل حقوق ، 10 سال بیمه پردازی و 60 سال سن
است با این شرط که حقوقی که به فرد پرداخت می شود از حداقل ها کمتر
نباشد. درحالی که میزان پرداخت مستمری باید با میزان سابقه پرداخت حق
بیمه ارتباط مستقیم داشته باشد و اگر هم قرار است تعدیلی صورت گیرد یا
کمکی به فرد بشود باید در بخش حمایتی مورد توجه قرار گیرد نه در بخش
بیمه ای.
کارشناسان مختلف در
پاسخ به یافتن راهکار برای مشکلات صندوق های بیمه در نخستین قدم متفق
القول بر تغییر نگاه به صندوق های بیمه و حذف نگاه حمایتی از آنها
انگشت می گذارند. جباری نیز همچون فیروزی ، گودرزی و ... براین موضوع
تاکید می کند: ما باید به این پذیرش برسیم که محاسبات بیمه ای بر صندوق
های بازنشستگی حاکم باشد. به عنوان مثال اگر این محاسبات در سطح جهانی
به افزایش سن و یا تغییرات پارامتریک رسیده است ما نمی توانیم و نباید
در مقابل آن مقاومت کنیم. وی همچنین می گوید: به نظر من باید نوعی
هماهنگی و وفاق بین صندوق های متعدد بیمه ای ایجاد شود. البته منظورم
ادغام نیست این وفاق می تواند توان و افزایش قدرت را ایجاد کند که در
نهایت به نفع صندوق ها خواهد بود.
جباری که درکنار
تحلیلگر برنامه ریزی اجتماعی به عنوان متخصص تامین اجتماعی و ریسک ها
نیز شناخته می شود ، راهکارهای عمده را به سه حوزه تقسیم می کند و
درعین حال معتقد است در ایران بیشتر نگاهها به یک حوزه معطوف شده است:
حوزه نخست تغییر در نظام های بازنشستگی است ، حوزه دوم اصلاحات
پارامتریک و غیر پارامتریک و حوزه سوم اصلاح در ساختارهای کلان اجتماعی
و اقتصادی.
وی در تشریح این
راهکارها تشریح می کند: حوزه نخست رفتن به سمت نظام های بازنشستگی چند
رکنی است. رکن اول ، بازنشستگی در ماهیت اجباری آن است با حق بیمه های
ثابت و شیوه های مدیریت که همانPay
as you go است ،
در این رکن حداقل مستمری پرداخت می شود ، رکن دوم که مکمل رکن اول است
و می تواند به صورت اختیاری یا اجباری باشد ، انگیزه و مشارکت بیشتر را
در بر می گیرد. رکن سوم که به صورت کامل اختیاری است با مشارکت بیشتر
بیمه شده و دریافت مزایای بیشتر همراه است که می تواند این مزایا به
صورت یکجا به فرد پرداخت شود و یا همانند مستمری به صورت تدریجی باشد.
لایه های دوم و سوم با ماهیت بخش خصوصی اداره می شود.
وی می گوید: در ایران
در چند سال اخیر بیشتر بر راهکار دوم و اصلاحات پارامتریک و از آن میان
افزایش سن متمرکز شده ایم. با این حال اقداماتی عکس آن را نیز شاهد
هستیم مثل قوانین بازنشستگی زودرس که به تصویب رسیده است.
جباری در مورد راهکار
سوم و اصلاح ساختارهای کلان می گوید: این اصالاحات می تواند به تسهیل
شرایط برای پاسخگویی به نظام های تامین اجتماعی بینجامد. چرا که ما نمی
توانیم نظام های تامین اجتماعی را به صورت جزیره ای مستقل در نظر
بگیریم.
تحلیلگر برنامه ریزی
اجتماعی اولویت بندی این اصالاحات را این گونه تشریح می کند: اگر
بخواهیم توجه را به نگاه کوتاه و بلند مدت داشته باشیم برنامه های
کوتاه مدت به اصلاحات پارامتریک بر می گردد. در میان مدت و بلند مدت
نیز باید تغییرات خود صندوق های بیمه ای و حرکت به نظام چند رکنی مورد
توجه باشد.
زندگی انسانهای
امروزی حتی درکشورهای درحال توسعه ای چون ایران به مدد پیشرفت های
تکنولوژی و ... به سمتی می رود که جامعه شناسان مشخصه های آن را با
زندگی در جوامع مدرن تطبیق می دهند. زندگی که درآن به مرور حرفه و کار
و برخورداری از تامین اجتماعی مناسب دو روی یک سکه اند و این حرکت در
حالی انجام می شود که نظام های بیمه ای ما گویا نه تنها در جای خود
ثابت نشده اند که با مشکلات پیش آمده ، ناگزیر گام هایی به عقب برداشته
اند. شنیده شده است ، مدیران صندوق های بیمه ، مسئولان وزارت رفاه و
تامین اجتماعی و دیگر مسئولان در هیات دولت با بررسی جلسات منظم در پی
یافتن راهکاری برای وضعیت حاضر هستند. اما آیا این بار راهکارهای ارائه
شده از حد نقش هایی بر کاغذ فراتر خواهند رفت؟
پاسخ هایش را شمرده
بیان می کند و کوتاه ، کلمات را «آراسته» و «پیراسته» کنار هم می گذارد
، کوتاه و بی حاشیه. همانقدر که سئوالی بی پاسخ نماند.
«محمد اسماعیل حنفی
بجد» در سومین همایش 25 ذی الحجه (روز تکریم از خانواده و بازنشسته )
درمحور فرهنگی – اجتماعی به عنوان بازنشسته نمونه معرفی شد.
وی در سال 1375 از
آموزش و پرورش بیرجند بازنشسته شد. بدون آنکه بازنشستگی را حس و یا حتی
«تجربه» کند ، در این باره می گوید: «قبل از بازنشستگی به صورت پاره
وقت در دانشگاه تدریس می کردم ، بعد از آن به صورت تمام وقت به فعالیتم
ادامه دادم ، شکافی بین اشتغالم در این دوران ایجاد نشد.»
شاید هم دل مشغولی
تدوین پایان نامه دوره دکتری و امتحان جامع در سه سال پس از بازنشستگی
به او فرصت نداد تا تجربه این تغییر در ذهنش ثبت شود ، تغییری که برای
کمتر کسی بی حاشیه است:« در میزان اشتغالم هم از بیکاری متنفر بودم ،
از سال 66 یعنی ده سال قبل از بازنشستگی به فکر افتادم و به واسطه
علاقه ام ، به تحصیل ادامه دادم تا مدارج بالاتری را طی کنم که اگر
روزی بازنشسته شدم بیکار نمانم ، شاید اگر دیگران هم آینده نگری کنند
با این تغییر راحت کنار بیایند.»
حنفی که بعد از
بازنشستگی به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه آزاد بیرجند به فعالیت خود
ادامه می دهد در کنار تدریس ، بقیه ساعات خود را به تالیف کتاب و نوشتن
مقاله می گذراند.
«ترجمه تاملی در سوره
حجرات» ، «بازتاب قرآن و حدیث در پندنامه عطار» ، تصحیح کتاب «ریاض
الناصحین محمد جامی» و «کمک به درک جز سی ام قرآن» از جمله آثاری است
که وی در کنار نوشتن بیش از ده مقاله در دوران بازنشستگی تالیف کرده
است.
دکتر حنفی احساس
بیهودگی را عامل مشکلاتی می داند که در ایجاد بحران دوران بازنشستگی
ممکن است موثر باشد ، در این باره می گوید: وقتی فرد بدون آمادگی و به
طور ناگهانی کارش را کنار گذاشته و بازنشسته می شود این تصور که «من
دیگر به درد هیچ کاری نمی خورم» در ذهنش تداعی می شود. من به مسئولین
سازمان بازنشستگی هم پیشنهاد کردم که بازنشستگی باید به تدریج اتفاق
بیفتد ، شاید بهتر باشد پس از چند سال اشتغال ، ساعتهای کار را کم کرده
ولی سالهای اشتغال را بیشتر کنیم. |