|
واژه های «سندیکا» و
«سندیکالیست» اگر چه درادبیات بعد از انقلاب و به خصوص درمیان جوانان
چندان آشنا نیست اما هستند نسلی که با این «واژه» بزرگ شده اند. برای
آنها سندیکا و سندیکالیست چیزی فراتر از یک واژه است ؛ مفهومی که سالها
با آن «حقوقی» را از کارفرمای خود طلب می کردند که خود عنوان «حق» برآن
گذاشته بودند.
حق و حقوقی که بیشتر
در افزایش حقوق ، دستمزد ، اضافه کار و .. خلاصه می شد.
تلاش سندیکالیستهای
کارگری برای دستیابی به حقوق بیشتر ، بیشتر با واژه «مبارزه» گره خورده
است آنچنان که گاه از سندیکالیست ها به عنوان مبارزان نام برده می شد.
اما این واژه درادبیات مشترک بین المللی بر اجتماعات صنفی اطلاق می شود
؛ واژه ای که البته با تعاریفی اندک متفاوت در کشورهای مختلف همراه است
؛ سندیکا (cendicate)
، سندیکاتو(cendicatio)
و سندیکانو(cendicano)
از جمله تفاوت های اندک زبانی واژه ای است که عموماً بار چنین تشکل
هایی را به دوش می کشند. واژه ای که در فرهنگ کار ایران نیز به صورت
سندیکا استفاده می شد. اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، وزارت
کار با تغییری درآئین نامه های خود واژه «انجمن صنفی» را به جای سندیکا
قرارداد ، به این ترتیب در ادبیات بعد از انقلاب ، کانون جای فدراسیون
(مجموعه چند سندیکا) و کانون عالی جای کنفدراسیون (مجموعه فدراسیون ها)
را گرفت و شوراهای اسلامی کار و انجمن های اسالامی تشکل های نام آشنایی
هستند که در غیاب سندیکاها و به مرور دردهه 60 ایجاد شدند ؛ اما اگر
درحوزه «کارگری» و در میان مشترکان سازمان تامین اجتماعی دهه 60 آغاز
تولد «انجمن های صنفی» بود در این سو و در میان بازنشستگان مشترک
سازمان بازنشستگی کشوری دهه 70 زمان روی آوردن بازنشستگان به تشکیل
انجمن های صنفی مختلف بود ، انجمن هایی که این بار هر کدام نام دستگاه
مربوط را بر پیشانی خود داشتند. هر چند که کانون بازنشستگان کشوری عمری
طولانی دارد و آغاز به کار آن به سالهای قبل از انقلاب برمی گردد تا
سالها پرچمدار و نماینده بازنشستگان دستگاه های دولتی بود ، تا زمانی
که در سالهای 73-72 و با بروز اختلافات و ... دراین کانون و با رایزنی
دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی و وزیر کشور بنا شد همکاری لازم
در خصوص صدور مجوز برای کانون های بازنشستگی مستقل هر دستگاه صورت
گیرد.
به این ترتیب
بازنشستگان مشترک دستگاهها هر کدام به صورت جداگانه و با دریافت مجوز
از کمیسیون ماده 10 وزارت کشور دردهه 1370 شروع به کار کردند.
کانون هایی که هر چند
با نام «انجمن صنفی» و درچارچوب انجمن فعالیت می کنند اما از همان
ابتدا به نام «کانون» شهره شدند درحالی که در تعاریف ، تشکل هایی این
چنینی کانون (فدراسیون سابق) مجموعه ای از چند سندیکا را تشکیل می دهد.
عبدالرضا آهویی رییس
کانون بازنشستگان سازمان بازنشستگی کشوری در توضیح این مطلب می گوید:
نام تشکل چندان اهمیت ندارد ، این تشکل ها می توانند هر نامی که تمایل
دارند برای خود برگزینند ، اکنون هم این نهادها به عنوان کانون به
جامعه معرفی شده اند.
تشکل هایی این چنین
ضرورت جامعه پیچیده امروزی است و این ضرورت درجامعه درحال گذاری چون
ایران بیشتر احساس می شود ، تشکل هایی که در صورت کلان ، نام «نهادهای
مدنی» را بر پیشانی خود دارند و به نحوی واسط بین مردم و دولت هستند و
در صورت خردتر هر کدام با دغدغه ای و احساس نیازی شکل گرفته اند.
گلچهره شاه کرمی عضو
هیات موسس و رییس هیات مدیره کانون بازنشستگان وزارت بازرگانی هدف
اولیه از تشکیل کانون بازنشستگان وزارت بازرگانی را این گونه شرح می
دهد: ما احساس کردیم کانون می تواند محلی برای تجمع بازنشستگان باشد تا
احساس نکنند که پس از بازنشستگی مهر باطل به آنها خورده است یا اگر حق
و حقوقی از آنها ضایع شده ، پیگیر آن باشیم.
در کنار هدفی که شاه
کرمی از آن نام برده ، ساماندهی و بهبود وضع اقتصادی ، اجتماعی و
فرهنگی بازنشستگان و ایجاد انگیزه لازم برای تلاش بیشتر از طریق شرکت
آنان درکانون ها وبهره مندی از توان تخصصی و تجربه این گروه از جمله
اهدافی است که بازنشستگان دستگاههای مختلف را به سمت تشکیل کانون
کشاند.
و به همین دلیل است
که برخی کانون ها به سمت انجام فعالیت های اقتصادی روی آورده اند از آن
جمله است کانون بازنشستگان شرکت توانیر ، حسین پورمختار ، رییس هیات
مدیره این کانون که از سال 77 و زمان تاسیس کانون درآن حضور دارد ، می
گوید: ما درکانون یک صندوق همیاری داریم که بازنشستگان به صورت
داوطلبانه حق عضویت واریز می کنند و بر اساس آنها وام قرض الحسنه به
مبلغ 500 هزار تومان پرداخت می کنیم ، از محل پرداخت حق عضویت ها نیز
وام برای ازدواج فرزندان ، بیماری خاص و یا هزینه دانشگاه فرزند و با
کارمزد 5درصد پرداخت می کنیم.
کانون های بازنشستگی
نیز همانند سایر تشکل های صنفی باید از کمیسیون ماده 10احزاب مجوز
بگیرند ، موضوعی که پورمختار در مورد آن می گوید: ما هم باید همانند
احزاب از وزارت کشور مجوز دریافت کنیم اما وزارت کشور مبلغی از محل
بودجه به احزاب کمک می کند اما به ما کمکی نمی شود اگر ما هم تابع این
قانون هستیم چرا کمکی به ما نمی شود.
وی اضافه می کند: در
واقع متولی خاصی برای حمایت از کانون های بازنشستگی وجود ندارد. سازمان
بازنشستگی کشوری هم گویا دراین زمینه وظیفه ای برای حمایت و کمک به ما
ندارد.
درحال حاضر بیش از
200 کانون بازنشستگی درتهران و استانها فعالیت می کنند ، کانون هایی که
در همان مرحله «انجمن صنفی» باقی مانده اند و هنوز کانونی ( به معنی
ساختاری) از آنها تشکیل نشده است ، تشکیل اتحادیه کانون های بازنشستگی
نخستین بار درسال 1380 رسمیت یافت ، رسمیتی که از حد اوراق مهر و امضا
شده فراتر نرفت و در نخستین مجمع عمومی آن اختلاف بر سر انتخاب سمت های
هیات مدیره بالا گرفت ، حادثه ای که آنچنان بر اعضا کانون ها گران آمد
که آنها را به سکونی 8 ساله فرو برد و به این ترتیب سمت های اعضا هیات
مدیره هیچ گاه به کمیسیون ماده 10 احزاب اعلام نشد اما شاه کرمی با
گذشت 8 سال از آن دوران همچنان امیدوار است که «اتحادیه» تشکیل شود: ما
مجوز تاسیس را از قبل داریم بنابراین تلاش داریم بتوانیم اتحادیه را
راه اندازی کنیم و می خواهیم انتخاب هیات مدیره را دوباره برگزار کنیم.
این بازنشسته درحالی
از تشکیل اتحادیه کانون های بازنشستگی نام می برد که هنوز در مواردی
نحوه تاسیس شعبه های استانی کانون ها مشخص نیست و درمواردی حتی این
کانون ها به صورت مستقل اعلام حضور نکرده اند.
عضوهیات مدیره یکی از
کانون ها دراین مورد می گوید: از دو سال پیش تاسیس کانون ها دراستانها
باید با هماهنگی فرمانداری آن استان انجام شود ، این موضوع منجر به آن
شده است که در مواردی برخی بازنشستگان استانی به صورت مستقل از شعبه
تهران تشکیل شوند.
وی اضافه می کند: ما
قصد داریم دراین باره در مکاتبه ای با وزارت کشور ، موضوع را پیگیری
کنیم.
کانون های بازنشستگی
که بیشتر از اوایل دهه 70 ، شروع به تاسیس کردند ، دردوره ای با سازمان
بازنشستگی کشوری که خانه دوم آنها پس از بازنشستگی محسوب می شد در
ارتباطی نزدیک بودند به نحوی که بسیاری از خدمات ارایه شده سازمان
بازنشستگی به بازنشستگان از طریق کانون ها انجام می شد ، ثبت نام برای
دریافت وام ضروری ، دریافت کارت بیمه تکمیلی درمان ، دریافت فرم و شرکت
درانتخاب بازنشسته نمونه جشنواره شهید رجایی و ... از اقداماتی بود که
بخشی از مراحل انجام آن به کانون ها واگذار شده بود. اموری که با
مکانیزه شدن امور در سازمان بازنشستگی کشوری ، خود به خود به صورت
مکانیزه انجام می شود و به تبع آن واگذاری امور به کانون ها کم شده
است. موضوعی که آهویی ، رییس کانون بازنشستگان سازمان بازنشستگی کشوری
درمورد آن می گوید: کانون های بازنشستگی می توانند واسط بین سازمان و
گروه کثیری از بازنشستگان باشند. روسای کانون ها نماینده گروه مشترکان
بازنشستگی سازمان هستند ، بنابراین در تعامل با کانونها می توان برخی
مسائل ، اعتراض ها و درخواست ها را شفاف کرد.
وی اضافه می کند:
درست است که بسیاری از امور اکنون درسازمان بازنشستگی کشوری به صورت
مکانیزه انجام می شود اما این مساله نباید به ضعیف شدن ارتباط دوسویه
کانون ها و سازمان منجر شود ، می توان از راه های دیگری استفاده کرد.
آهویی در تشریح نقطه
نظرات خود می گوید: به عنوان مثال در حال حاضر سازمان بازنشستگی کشوری
در به روز رسانی برخی اطلاعات مربوط به بازنشستگان که وابسته به دریافت
از مراکز دیگری است دچار تاخیر می شود. می توان دراین خصوص درتعامل
بازنشستگان کانون ها ، در به روز رسانی اطلاعات از آنها کمک گرفت که
درنهایت منجر به دریافت اطلاعات صحیح درزمان کمتر خواهد شد.
نهادهای مدنی ، تنظیم
کننده روابط کار هستند. نمایندگان بخش های مختلف مردم با تشکل های خود
می توانند با دولت ارتباط داشته باشند و به نظرمی رسد این ارتباط صورت
جدی تری نمی گیرد مگر اینکه کانون های بازنشستگی به عنوان تشکلی مدنی
خود بخواهند ؛ آنگاه که به اصلاح ساختار تشکیلاتی خود بپردازند ،
ارتباط شعب با مرکز را تصحیح کنند و به سوی تشکیل «اتحادیه» گام
بردارند ، بنابراین به نظر می رسد که گام نخست را در تعامل بهتر با
سازمان بازنشستگی کشوری باید از سمت خود کانون ها برداشته شود ، گام
هایی که می تواند مسیر ارتباط را هموار کند ، فراموش نکنیم دم و بازدم
هر دو لازمه حیات اند.
سوتیتر:
شاه کرمی ، رییس
کانون بازنشستگان وزارت بازرگانی: مجوز تاسیس اتحادیه کانون های
بازنشستگی را از قبل داریم ، بنابراین تلاش داریم تا اتحادیه را دوباره
راه اندازی کنیم.
آهویی ، رییس
کانون بازنشستگی سازمان بازنشستگی کشوری: مکانیزه شدن امور نباید منجر
به ضعیف شدن ارتباط دو سویه کانون ها و سازمان شود. |